ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره

دختر نازنینم سارینا

سومین سالگرد ازدواج و 3ماهگی سارینا

هورا امروز منو سارینا عزیزجون رفتیم شیرینی فروشی زیتون و کیک سفارش دادیم برای پنجشنبه چون 91.12.10سومین سالگرد ازدواج من و باباهادی و امسال هم سومین سالگردازدواج من و باباهادی و هم 3نفرشدیم.و بازم هوراااا فردا 91.12.9 است و تو فردا 3ماهت میشه عسل مامان 3ماهگیت مبارک فرداباید خوکشلت بکنم و ازت چندتا عکس نون و آب داربگیرم تا یادگاری برات بمونه بعدا هم عکس 3ماهگیت و هم عکس کیک را برات میزارم راستی تصمیم دارم یکم از خامه کیک بهت بدم بخوری آخه یچیزی بگم من بهت کاکائو میدم و توهم باعشق لیس میزنی و میخوری وخیلیم خوشت میاد توهم مثل من عاشق شیرینی هستیا .ای بابا مردم اینقدر خمیازه کشیدم من دیگه چشمام داره آلبالو و گیلاس میچینه میخوام بیام بخوابم نام...
9 اسفند 1391

اولین عکس زندگیت91.9.9

سلام مرغ عشق مامان دخملی این عکسی که میبینی اولین عکس زندگیت بعد تولدت و ورودت به این دنیاست چون نیم ساعت بعداینکه بدنیا آمدی خاله فریده ازت گرفت و واقعا برام خاطره انگیزه و هروقت میبینمش یاد چه چیزهایی که نمیافتم از خوشحالی قبل تولد و دردهایی زایمان و درد موقع تولد و خوشحالی اولین ملاقاتمون باهم گرفته تا به امروز که فردا وارد 3ماهگیت میشی دارم برات این مطلب مینویسم پس همیشه یادت باشه این عکس یادآور خاطرات زیاد و زیبایی برای من است. باتمام وجودم دوستت دارم ...
8 اسفند 1391

شکار لحظه ها91/12/4

گاهی اوقات توی خواب میخندی و بعضی اوقاتم اخمات میکنی توهم معلوم نیست چه خوابهایی میبینی تو ورووجک نمیتونیم تعریف کنی ولی خودم یه حدسایی میزنم حتما وقتی دارم برات ادا درمیارم یا صدای ماچ کردن درمیارم چون هروقت ای دو کار انجام میدم میخندی و وقتی میکنی حتما یا دعوات کردم بهت گفتم بخواب وقتی با لبم صدای بوررررررر در میارم میزنی زیر گریه تا ضعف کنی.ولی بزار به یه چیزی اعتراف کنم البته تقصیرخودت جدیدا جنابعالی س 6 صبح بیدار میشی و بدون اینکه گریه کنی توی تخت خوابت بازی میکنی کلی آغوآغو میگی و بعد که ساعت 6. 35دقیقه میشه شروع میکنی به بهونه گرفتن که من همینکه میام بالای سرت تا بلند کنم ببرمت توی تخت خودمون شروع به خندیدن میکنی بخاطر همین منو باباه...
7 اسفند 1391